چین در برابر فشار اروپا عقب‌نشینی نمی‌کند

سایت بحش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی می نویسد:

اتحادیه اروپا در حال حاضر با مجموعه‌ای از مشکلات مواجه است. چین می‌توانست شریکی راهبردی باشد که به اتحادیه اروپا برای حل مشکلات کمک کند، اما به اشتباه با چین مانند خودِ مشکل برخورد کرده است. این یک اشتباه محاسباتی راهبردی از سوی اتحادیه اروپا است.

ماروش شفچوویچ، کمیسر تجارت و امنیت اقتصادی اروپا، اخیراً اعلام کرد که اتحادیه اروپا از چین خواهد خواست برای کاهش عدم‌توازن‌های تجاری دوجانبه تعهداتی را بپذیرد و امیدوار است پیش از اوایل اکتبر شاهد «اقدامات اولیه» باشد. او همچنین گفت اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، فشارهای سیاسی فزاینده‌ای در داخل اتحادیه اروپا برای جست‌وجوی «راه‌حل‌های دیگر» شکل خواهد گرفت.

این تازه‌ترین نمونه از رویکردی است که بیش از پیش به «اولتیماتوم» اتحادیه اروپا به چین شباهت پیدا می‌کند؛ تا جایی که برخی رسانه‌های اروپایی وضعیت روابط بروکسل و پکن را «در آستانه جنگ تجاری» توصیف کرده‌اند.

در مقابل، چین اگرچه همواره کانال‌های ارتباطی خود با اروپا را باز نگه داشته، اما در برابر لحن تند اتحادیه اروپا واکنش متقابل نشان نداده است. در عوض، این کشور بارها و با صبر و حوصله از طرف اروپایی خواسته است نگرانی‌های متقابل را از طریق گفت‌وگو و رایزنی به شیوه‌ای مناسب برطرف کند.

این رویکرد نه نشانه هراس چین از اروپا است و نه به معنای آن است که چین مقصر است؛ بلکه بیانگر حسن‌نیت و شکیبایی این کشور در قابل روابط چین و اتحادیه اروپا است. اروپا و ایالات متحده نیز با اصطکاک‌های تجاری قابل‌توجهی روبه‌رو هستند، اما اروپا چگونه در انظار عمومی با واشینگتن برخورد کرده و واشینگتن چه رفتاری با بروکسل داشته است؟

بروکسل همچنان برای چین ضرب‌الاجل تعیین می‌کند و خواستار «حل مشکلات» . با این حال، نخستین پرسش این است که آیا این احساس کاملاً واقعی است یا خیر. برای نمونه، رقم «حدود یک میلیارد یورو، معادل تقریباً 1.17 میلیارد دلار، در روز» برای کسری تجاری را که اغلب از سوی اورسولا فون‌درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، مطرح می‌شود، در نظر بگیرید. این رقم ممکن است در نگاه اول نگران‌کننده به نظر برسد، اما در واقع چیزی فراتر از یک عدد دلهره‌آور نیست.

نخست اینکه این رقم مازاد تجاری قابل‌توجه اتحادیه اروپا در حوزه خدمات با چین را در نظر نمی‌گیرد. از سوی دیگر، بسیاری از شرکت‌های اروپایی بخش بزرگی از کالاهای خود را در چین تولید و سپس آنها را در بازار اروپا عرضه می‌کنند. اگرچه مازاد تجاری در حساب‌های چین ثبت می‌شود، اما بخش قابل‌توجهی از سود حاصل در واقع به اروپا بازمی‌گردد.

افزون بر این، برداشت اتحادیه اروپا از کالاهای چینی نیز تصویری مخدوش ارائه می‌دهد. روایت‌های اروپایی اغلب محصولات چینی را صرفاً «ارزان» توصیف می‌کنند؛ در حالی که محصولات امروزی چین از کیفیت بالا و قیمت‌گذاری رقابتی برخوردارند و فاصله زیادی با تصور قدیمی از کالاهای صرفاً «ارزان‌قیمت» دارند.

آنچه اتحادیه اروپا باید به‌طور جدی با آن روبه‌رو شود، دلیل تداوم فشار بر توان رقابتی خود است؛ این همان ریشه نگرانی‌های اروپا است.
در چنین شرایطی، اگر اتحادیه اروپا چین را بیش از پیش به سمت تقابل سوق دهد، عملاً رویارویی با تقریباً تمام قدرت‌های بزرگ و اقتصادهای کلیدی را انتخاب کرده است؛ آن هم در شرایطی که اختلافات داخلی خود این اتحادیه همچنان در حال تشدید است. چنین وضعیتی حتی در تاریخ اتحادیه اروپا نیز به‌ندرت دیده شده است.

رسانه‌های اروپایی طی هفته‌های اخیر بارها به احتمال وقوع «جنگ تجاری با چین» اشاره کرده‌اند. اما آیا اتحادیه اروپا واقعاً برای آغاز چنین جنگی آمادگی دارد؟

چین خواهان جنگ تجاری نیست، زیرا در چنین جنگی هیچ برنده‌ای وجود ندارد. با این حال، چین هرگز از آن هراس نداشته و رویکرد مذاکره‌ای مبتنی بر استفاده از تهدید جنگ تجاری به عنوان اهرم فشار را نیز نخواهد پذیرفت. اگر طرف اروپایی امیدوار است توافقی تجاری نابرابر را تحمیل کند که چین را وادار سازد بی‌قیدوشرط «از گوشت تن خود مایه بگذارد» تا اروپا بتواند «شکاف موجود را پر کند»، باید گفت چنین چیزی مطلقاً امکان‌پذیر نیست.

آن چه مسلم است چین در برابر فشار یا تهدید خارجی تسلیم نخواهد شد و تاریخ بارها این واقعیت را ثابت کرده است.

در حقیقت، نمونه‌های موفق بسیاری از همکاری میان چین و اروپا وجود دارد. برای مثال، آلمان را در نظر بگیرید که اکنون طرفدار اتخاذ موضعی سخت‌گیرانه‌تر در قبال چین است؛ ایجاد سازوکار مذاکره بر سر قیمت توسط شرکت «فولکس‌واگن آن‌هویی» نمونه‌ای مثبت و بارز در این زمینه محسوب می‌شود.

با این حال، رسانه‌ها و سیاست‌گذاران اروپایی تنها تمایل دارند با صدای بلند خواستار یافتن «راه‌حل» برای کسری تجاری شوند و هم‌زمان روایتی مبتنی بر «فشار برخاسته از ملاحظات سیاسی» برای خود ایجاد کنند، اما از اشاره به تجربه‌های همکاری برابر و متقابلاً سودمند طفره می‌روند. این وضعیت، نتیجه رویکرد به‌شدت احساسی، یک‌جانبه و منفی اتحادیه اروپا در قبال سیاست‌های مربوط به چین است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا