
توسعه خوشهای؛ راهکار تازه چین برای رونق روستاها
چین سالهاست سرمایهگذاری گستردهای برای احیای روستاها انجام داده، اما بسیاری از روستاها همچنان با مشکلاتی مانند پراکندگی منابع، تکرار زیرساختها و محدود بودن مقیاس فعالیتهای اقتصادی روبهرو هستند. ریشه این مسئله در رویکرد سنتی توسعه است که هر روستای اداری را بهعنوان یک واحد مستقل در نظر میگیرد. اکنون این رویکرد در حال تغییر است.
«سند شماره یک مرکزی» چین در سال ۲۰۲۶ بر «احیای منطقهای، دستهبندیشده و منظم روستاها» تأکید کرده است؛ سیاستی که نشاندهنده تغییر از توسعه مستقل هر روستا به همکاری خوشهای میان چند روستا است.
جمعیت روستایی چین از ۸۵۹ میلیون نفر در سال ۱۹۹۵ به ۴۵۱ میلیون نفر در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته که افتی ۴۷.۵ درصدی را نشان میدهد. در این مدت، برخی روستاها همگام با توسعه شهری رشد کردهاند، برخی در شهرهای اطراف ادغام شدهاند و برخی دیگر به دلیل مهاجرت جمعیت، کوچکتر و کمرونقتر شدهاند.
در الگوی گذشته، بودجهها بهصورت جداگانه به هر روستا اختصاص مییافت که نتیجه آن پراکندگی سرمایهگذاریها بود. یک روستای منفرد توان ایجاد صنایع تخصصی، ساخت برند گردشگری یا جذب سرمایهگذاران و نیروهای حرفهای را ندارد.
از سوی دیگر، روستاهای همجوار به جای همکاری، با یکدیگر رقابت میکردند؛ رقابتی که به ساخت زیرساختهای مشابه، ایجاد امکانات تکراری و رقابت قیمتی منجر میشد. در نتیجه، بسیاری از روستاها از مزایای مقیاس اقتصادی محروم ماندند و منابع عمومی نیز به شکل پراکنده مصرف شد.
مدل جدید «توسعه خوشهای» بر سه اصل استوار است. نخست، تعیین مسیر توسعه هر روستا بر اساس ظرفیتها، موقعیت جغرافیایی و منابع آن؛ دوم، اولویت دادن به توسعه حملونقل و زیرساختها پیش از اجرای پروژههای صنعتی و خدمات عمومی؛ و سوم، گروهبندی روستاهای همجوار دارای ظرفیتهای مکمل در قالب خوشههایی که بتوانند زمین، سرمایه و نیروی انسانی را بهصورت مشترک به کار گیرند و از مزایای مقیاس اقتصادی بهرهمند شوند.
در این الگو، ممکن است یک روستا جاذبههای طبیعی، روستای دیگر محصولات کشاورزی تخصصی و روستای سوم نیروی کار را تأمین کند. این سازماندهی جدید، هزینههای اضافی زیرساختی را کاهش میدهد و تقسیم کار تخصصی را تقویت میکند.
در چنین خوشههایی، هر روستا به جای رقابت بر سر پروژههای مشابه، بر مزیتهای خود در حوزههایی مانند تولید، فرآوری، گردشگری یا حملونقل تمرکز میکند. نتیجه این همکاری، احیای هماهنگ روستاها و تبدیل روند افول به رشد مشترک است.
استان جهجیانگ (شرق چین) از پیشگامان اجرای این سیاست است. این استان در سال ۲۰۲۵، تعداد ۲۲۶ روستای محوری را برای هدایت توسعه ۱۴۴۷ روستای اطراف انتخاب کرد. برای این خوشهها نیز اجرای ۱۰۹۴ پروژه با سرمایهگذاری نزدیک به ۳۳ میلیارد یوآن، معادل حدود ۴.۸۵ میلیارد دلار، طی سه سال آینده برنامهریزی شده است.
موفقیت این مدل بر سه نوآوری نهادی تکیه دارد؛ نخست، ایجاد سازوکارهای مشترک حکمرانی میان روستاها و کاهش موانع اداری؛ دوم، استفاده از تیمهای مدیریتی حرفهای برای هماهنگی میان روستاها و جایگزینی رقابت با همکاری؛ و سوم، تدوین مقرراتی که از حقوق کشاورزان، مالکیت جمعی، بافت سنتی روستاها و جلوگیری از ادغام اجباری حفاظت کند.
در عین حال، هدف توسعه خوشهای یکسانسازی وضعیت همه روستاها نیست. کاهش جمعیت و حتی از میان رفتن برخی روستاهای کوچک، بخشی از روند طبیعی تحولات جمعیتی و اقتصادی به شمار میرود.
این مدل اجازه میدهد منابع به سمت مناطق دارای ظرفیت بیشتر هدایت شود و در عین حال، خدمات عمومی مورد نیاز ساکنان روستاهای کوچک حفظ شود. چنین رویکردی از تحمیل هزینههای غیرضروری جلوگیری میکند و مانع ادامه سرمایهگذاری در روستاهایی میشود که دیگر ظرفیت توسعه ندارند. کاهش جمعیت روستایی، سالمند شدن جمعیت و پراکندگی سرمایهگذاریهای عمومی، چالشهایی است که بسیاری از کشورهای جهان با آن روبهرو هستند.
بسیاری از کشورها تاکنون توسعه روستایی را بر پایه هر روستا بهصورت مستقل دنبال کردهاند؛ رویکردی که در عمل اغلب به همان مشکلات پراکندگی منابع و کاهش بهرهوری منجر شده است.
مدل توسعه خوشهای چین میتواند تجربهای ارزشمند برای دیگر کشورها باشد. تغییر نگاه از روستاهای منفرد به خوشههای روستایی، ظرفیتهایی را آزاد میکند که در الگوهای سنتی قابل دستیابی نبود.
البته هیچ الگویی را نمیتوان بدون تغییر در سایر کشورها اجرا کرد، اما اصل اساسی این تجربه قابل تعمیم است؛ توسعه به مقیاس نیاز دارد و مرزهای اداری نباید مانعی برای نوسازی روستاها باشند.
چین با تکیه بر رویکرد خوشهمحور، به دنبال شتاب بخشیدن به احیای روستاهاست و امیدوار است این تجربه به الگویی برای حکمرانی و توسعه روستایی در دیگر نقاط جهان نیز تبدیل شود.



