
تشدید دخالت آمریکا در خاورمیانه و ضرورت واکنش جامعه جهانی
سایت بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی می نویسد :
بعد از نقض یادداشت تفاهم اسلامآباد از سوی ایالات متحده و شروع دور جدیدی از حملات به ایران، تهران به صراحت اعلام کرد که این یادداشت تفاهم با نقضهای مکرر آمریکا، عملا کارکرد و معنای خود را از دست داده و بنابراین، ایران نیز حملات موشکی و پهپادی متقابل خود را به اهداف مرتبط با آمریکا در منطقه آغاز کرد و حتی این بار، دامنه و تبعات این درگیریها، فراتر از آبهای خلیج فارس رفته است.
از دو هفته پیش تا کنون که آمریکا حملات خود به ایران را از سرگرفته است، منطقه خاورمیانه و خلیج فارس بار دیگر شاهد تشدید درگیریها بوده و این بار، حتی دریای سرخ هم به کانون بحران در حال گسترش تبدیل شده است.
مدیریت حوثیهای یمن بر تنگه باب المندب از یک سو، و شروع ترتیبات ایرانی بر تنگه هرمز از سوی دیگر، گلوی دو مسیر مهم عبور انرژی جهان را فشرده است و نه تنها اقتصاد انرژی آمریکا را تحت تاثیر قرار داده، بلکه توانسته بر هزینه بسیاری از کالاها و خدمات در آمریکا تأثیر بگذارد.
با در نظر گرفتن شرایط پرتنش جاری، به نظر نمیرسد که چشم انداز روشنی برای پایان رویارویی نظامی جاری بین آمریکا و ایران متصور باشد، چراکه درگیری آنها بیوقفه ادامه دارد. از نظر مالی، تخمین زده میشود که این جنگ تاکنون ۳۷.۵ میلیارد دلار برای آمریکا هزینه داشته و کنگره در حال بررسی ۷۳ میلیارد دلار بودجه نظامی اضافی است.
آنچه مسلّم است، هدف نهایی واشنگتن تسلط بر شریانهای حیاتی انرژی منطقه، تقویت سلطه خود بر بازارهای جهانی نفت، و البته پشتیبانی از نقش سلطه دلار بر نظام مالی بینالمللی است. بنابراین آمریکا از این جنگ سود می برد و دلیل تمایل آن برای ادامه حملات به ایران روشن است.
از طرف دیگر، اسرائیل هم محاسبات راهبردی و سیاسی داخلی خود را دارد و به دنبال بهره برداری از بیثباتی منطقه، به سود خود است.
این همگرایی منافع بین آمریکا و اسرائیل، باعث شده تا بیثباتی در خاورمیانه از غزه و لبنان گرفته تا خلیج فارس و دریای سرخ، تشدید و ادامه یابد
ایالات متحده درخواست کمک مالی و نظامی از سایر کشورها به منظور تسلط بر تنگه هرمز را به عنوان یک تلاش جمعی برای حفظ ثبات بازارهای جهانی انرژی معرفی می کند. با این حال، چنین درخواست هایی این سوال را ایجاد میکند که اگر آمریکا در نهایت کنترل انرژی خلیج فارس را به دست گیرد، آیا منافع ژئوپلیتیکی و سود اقتصادی فراوان حاصل از آن را که از طریق درگیری «نفت در ازای خون» بدست آمده، عاید این کشورها هم خواهد شد یا فقط به جیب آمریکا خواهد رفت؟
همانطور که نماینده چین در سازمان ملل متحد در جریان نشست اخیر شورای امنیت درباره منابع طبیعی و امنیت اشاره کرد، حقوق بینالملل حق حاکمیت دائمی هر کشور بر منابع طبیعی خود را به رسمیت میشناسد. این اصل نباید از طریق دیپلماسی قهری، تحریمهای یکجانبه یا ارعاب نظامی تضعیف شود. دورانی که قدرتهای بزرگ میتوانستند با تکیه بر زور و تصاحب منابع، نظم بینالمللی را بازسازی کنند، باید به زبالهدان تاریخ سپرده شود.
آمریکا مدعی شده که تمایل به ورود به مذاکرات سازنده با ایران دارد. این آمادگی برای گفتوگو، اگر صادقانه باشد، گامی حیاتی در جهت کاهش تنش است. جامعه بینالمللی باید از این تلاشها حمایت و مسیر آن را تسهیل کند.
شرایط کنونی «مذاکره در حین جنگ»، الگوی مناسبی نیست و تنها بحران را تشدید کرده است.


