
نشست بریکس؛ تلاش جنوب جهانی برای نقشآفرینی بیشتر در نظم بینالملل
هجدهمین نشست بریکس در شرایطی برگزار شد که نظام بینالملل با مجموعهای از چالشهای سیاسی، اقتصادی و فناورانه روبهرو است. افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، نااطمینانی اقتصادی، تشدید رقابتهای راهبردی و کاهش اعتماد به برخی نهادهای چندجانبه، اهمیت نقش کشورهای نوظهور و در حال توسعه را بیش از گذشته برجسته کرده است. در چنین فضایی، بریکس تلاش دارد خود را به عنوان بستری برای گفتوگو، همکاری و طرح مطالبات کشورهای جنوب جهانی مطرح کند.
یکی از محورهای اصلی این نشست، تأکید بر ضرورت ایجاد اعتماد سیاسی میان اعضای بریکس بود. کشورهای عضو از نظر نظام سیاسی، ساختار اقتصادی و منافع منطقهای تفاوتهای قابل توجهی دارند، اما تلاش کردهاند این تفاوتها مانع همکاری در زمینههای مورد علاقه مشترک نشود. همین تنوع، بریکس را از ائتلافهایی که بر همگرایی سیاسی یا ایدئولوژیک استوار هستند، متمایز میکند.
اعتماد سیاسی در چارچوب بریکس تنها به روابط میان اعضا محدود نمیشود و میتواند زمینه همکاری در موضوعاتی مانند توسعه، حکمرانی مالی، فناوری، تغییرات اقلیمی و امنیت جهانی را فراهم کند. گفتوگوی مستمر میان اعضا به آنها امکان میدهد حوزههای دارای منافع مشترک را شناسایی کرده و حتی در دورههای افزایش تنشهای بینالمللی، کانالهای همکاری را حفظ کنند.
در این میان، مسئله جایگاه جنوب جهانی در ساختار حکمرانی بینالمللی نیز از موضوعات مهم نشست بود. کشورهای عضو بر ضرورت افزایش نقش کشورهای در حال توسعه در تصمیمگیریهای جهانی تأکید کردند و خواستار آن شدند که ساختار نهادهای بینالمللی با واقعیتهای سیاسی و اقتصادی امروز جهان هماهنگتر شود.
این مطالبه بهویژه درباره نهادهایی مطرح است که ساختار آنها عمدتاً بازتابدهنده موازنه قدرت پس از جنگ جهانی دوم است. گسترش بریکس و افزایش علاقه کشورهای در حال توسعه به عضویت در این گروه را نیز میتوان در همین چارچوب بررسی کرد؛ یعنی تلاش برای ایجاد فرصت بیشتر برای مشارکت کشورهای جنوب جهانی در شکلدهی به قواعد و هنجارهای بینالمللی.
توسعه اقتصادی همچنان یکی از محورهای اصلی همکاری در بریکس است. کشورهای عضو بر رشد اقتصادی پایدار، کاهش فقر، صنعتیسازی، توسعه زیرساختها، همکاری فناورانه و تقویت سرمایه انسانی تأکید دارند. در نگاه مطرحشده در نشست، توسعه صرفاً به معنای افزایش شاخصهای اقتصادی نیست، بلکه با ثبات سیاسی، انسجام اجتماعی و رفاه بلندمدت کشورها نیز ارتباط دارد.
بر همین اساس، اتصال زیرساختی، سرمایهگذاری، نوآوری و انتقال دانش و فناوری از جمله حوزههایی هستند که میتوانند همکاری میان کشورهای عضو و دیگر کشورهای در حال توسعه را گسترش دهند. بریکس از این مسیر تلاش میکند ظرفیتهای توسعهای جنوب جهانی را افزایش دهد و بخشی از نابرابریهای ساختاری موجود در اقتصاد جهانی را کاهش دهد.
یکی از مهمترین موضوعات راهبردی نشست، اصلاح نهادهای بینالمللی بود. اعضای بریکس در بیانیه پایانی بر نقش مرکزی سازمان ملل متحد در نظام چندجانبه تأکید کردند، اما همزمان خواستار اصلاح ساختارهای این سازمان، از جمله شورای امنیت شدند. از دید اعضای بریکس، ساختار شورای امنیت باید بازتابدهنده شرایط ژئوپلیتیکی قرن بیستویکم باشد و حضور و نمایندگی کشورهای در حال توسعه در آن افزایش یابد.
در حوزه اقتصادی نیز موضوع کاهش آسیبپذیری در برابر تحولات نظام مالی جهانی مورد توجه قرار گرفت. بریکس در این نشست خواستار کنار گذاشتن دلار آمریکا به عنوان ارز غالب ذخیره جهان نشد، اما بر گسترش استفاده از ارزهای ملی در تجارت، سرمایهگذاری و مبادلات مالی میان اعضا تأکید کرد.
این سیاست میتواند با هدف کاهش هزینه مبادلات، محدود کردن تأثیر نوسانات نرخ ارز و افزایش استقلال مالی کشورهای عضو دنبال شود. بنابراین، رویکرد بریکس در این زمینه بیشتر بر ایجاد ابزارهای مکمل و افزایش انعطافپذیری اقتصادی استوار است تا جایگزینی فوری ساختار پولی موجود.
همزمان با گسترش اعضای بریکس، مسئله تقویت سازوکارهای داخلی این گروه نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. افزایش تعداد اعضا و تنوع منافع ملی، هماهنگی میان کشورهای عضو را پیچیدهتر کرده و تبدیل توافقهای سیاسی به سازوکارهای اجرایی را به یکی از چالشهای مهم بریکس تبدیل کرده است.
در این چارچوب، ریاست چین بر بریکس در سال 2027 میتواند بر تقویت ابتکارهای موجود، افزایش ظرفیت نهادی و گسترش همکاری در حوزههای اقتصادی، مالی، فناورانه و دیپلماتیک متمرکز باشد.



