نیروی دریایی استرالیا؛ تقویت توان دفاعی یا پیوستن بیشتر به راهبرد آمریکا؟

کوین راد، نخست‌وزیر پیشین استرالیا و سفیر این کشور در ایالات متحده تا ماه مارس امسال، سیزدهم سپتامبر (22 شهریور) در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «استرالیا به نیروی دریایی در کلاس جهانی نیاز دارد و نیروی دریایی در کلاس جهانی، نیازمند سرمایه‌گذاری‌هایی مانند پیمان آکوس است.»

این اظهارنظر ظاهراً به نوسازی نیروی دریایی مربوط می‌شود، اما پرسشی را مطرح می‌کند که استرالیا نمی‌تواند از آن چشم‌پوشی کند: وقتی دستیابی به «نیروی دریایی در کلاس جهانی» با پیمان آکوس گره می‌خورد و آکوس نیز ارتباط عمیقی با رویکرد نظامی واشنگتن در منطقه موسوم به «هند-آرام» دارد، آیا استرالیا در حال تقویت توان دفاعی مستقل خود است یا خود را بیش از پیش در خط مقدم راهبرد ایالات متحده در قبال چین قرار می‌دهد؟

اینکه استرالیا چه نوع نیروی دریایی ایجاد کند و چه سیاست دفاعی‌ای در پیش بگیرد، از جمله تصمیمات حاکمیتی مردم و دولت این کشور است. هیچ کشوری نباید به خود اجازه دهد به جای استرالیا درباره چنین مسائلی تصمیم بگیرد. نگرانی چین هرگز متوجه توانمندی‌های معقول استرالیا برای تأمین امنیت خود نبوده است.

مسئله اصلی، روایت راهبردی‌ای است که این توانمندی‌ها در چارچوب آن تعریف می‌شوند، ترتیبات منطقه‌ای‌ای که این توانمندی‌ها در خدمت آنها قرار می‌گیرند و مسیری است که ممکن است در نهایت استرالیا و منطقه را به سوی آن سوق دهد.

در فضای بحث‌ها و گفت‌وگوهای عمومی در استرالیا، هشدارها درباره «تهدید نظامی چین» بیش از پیش با درخواست برای ایجاد «نیروی دریایی در کلاس جهانی» همراه شده است. نوسازی دفاعی چین نیز اغلب جدا از زمینه سیاستی آن، یعنی حفاظت از حاکمیت، امنیت و منافع توسعه‌ای، مورد توجه قرار می‌گیرد. در همین حال، زیردریایی‌های هسته‌ای آکوس، سامانه‌های تهاجمی دوربرد، توسعه پایگاه‌های شمالی و یکپارچگی عمیق‌تر با سامانه نظامی ایالات متحده، به عنوان پاسخ به نگرانی‌های امنیتی استرالیا معرفی می‌شوند.

چنین استدلال‌هایی ممکن است در ظاهر فراخوانی برای استقلال دفاعی به نظر برسند، اما در عمل این خطر وجود دارد که استرالیا را به مسیری متفاوت بکشانند؛ یعنی وابستگی بیشتر به راهبرد ایالات متحده در ازای نوعی احساس امنیت که ممکن است نه قابل اتکا باشد و نه عاری از خطر.

چین هرگز توسعه توان دفاعی خود را پنهان نکرده و همواره سیاستی دفاعی را در حوزه دفاع ملی دنبال کرده است. سهم هزینه‌های دفاعی این کشور از تولید ناخالص داخلی نیز مدت‌هاست پایین‌تر از میانگین جهانی باقی مانده است.

با این حال، برخی سیاستمداران و تحلیلگران استرالیایی هنگام بحث درباره امنیت منطقه، تقریباً به‌طور انحصاری بر حجم توانمندی‌های نظامی چین تمرکز می‌کنند. آنها کمتر درباره پیامدهای حضور نظامی ایالات متحده در سراسر جهان، استقرارهای بلندمدت این کشور در آسیا و اقیانوسیه و استفاده مکرر واشنگتن از ائتلاف‌ها و گروه‌های کوچک برای تغییر شکل چشم‌انداز نظامی منطقه پرسش می‌کنند. این واقعیت‌ها در معضل امنیتی که استرالیا اکنون با آن روبه‌رو است، نقشی اساسی دارند.

پیمان آکوس شایسته بررسی دقیق از سوی استرالیاست. زیردریایی‌های هسته‌ای که به عنوان عاملی تعیین‌کننده در توان دریایی این کشور معرفی می‌شوند، با تردیدهای زیادی درباره هزینه، جدول زمانی و نحوه تحویل مواجه هستند. حتی اگر این طرح محقق شود، این پرسش همچنان مطرح است که آیا این زیردریایی‌ها در درجه نخست برای دفاع از استرالیا به کار خواهند رفت یا به نمایش قدرت ایالات متحده کمک خواهند کرد؟

نگرانی واقعی این نیست که استرالیا ممکن است نیروی دریایی قدرتمندتری داشته باشد. نگرانی این است که برخی به‌طور فزاینده‌ای نیروی دریایی قدرتمند را با مشارکت عمیق‌تر در راهبرد ایالات متحده در قبال چین برابر می‌دانند.

بر اساس این منطق، تنش‌های منطقه‌ای به توجیهی برای گسترش نظامی تبدیل می‌شوند و این گسترش نیز به نوبه خود تقابل بلوکی را تشدید می‌کند. چین از پیش به عنوان یک تهدید معرفی می‌شود و استرالیا نیز به عنوان حلقه‌ای ضروری برای مهار آن شکل می‌گیرد. در چنین چرخه‌ای، صلح دیگر یک هدف مشترک نیست و به شعاری تبدیل می‌شود که همواره می‌توان آن را به حاشیه راند.

رفاه استرالیا عمیقاً از صلح منطقه‌ای، تجارت آزاد و وجود چشم‌اندازهای باثبات بهره‌مند شده است. چین همچنان یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری استرالیاست. این واقعیت نباید تحت تأثیر برداشت‌های ساده‌انگارانه ژئوپلیتیکی قرار گیرد.
مسئله اصلی برای استرالیا، قدرت نیروی دریایی نیست، بلکه توانایی تصمیم‌گیری مستقل در زمان بروز بحران است. تاریخ نشان می‌دهد که اتحادها خطر را از بین نمی‌برند و متحدان خط مقدم، اغلب به دلیل تفاوت اهداف و شرایط، نخستین طرف‌هایی هستند که هزینه‌ها را متحمل می‌شوند.

چین خواهان روابطی محترمانه و عادلانه با استرالیاست. انتخاب‌های استرالیا درباره نیروی دریایی، به خود این کشور مربوط می‌شود. با این حال، استرالیا باید در نظر بگیرد که آیا چنین افزایش توان نظامی، آن را به بخشی از راهبرد ایالات متحده در قبال چین تبدیل می‌کند و در نتیجه به منافع خود این کشور آسیب می‌زند یا خیر.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا