
انسجام ملی ستون فقرات ملت در طوفان بحرانهاست
دوران بحران و جنگ، همواره آزمونی سخت برای ملتها بوده است؛ آزمونی که در آن، صلابت، همبستگی و وحدت ملی، نقشی حیاتی در عبور از گردنههای دشوار ایفا میکند. در چنین شرایطی، هرگونه سخن یا عملی که منجر به شکاف و تفرقه در جامعه شود، میتواند آسیبهای جبرانناپذیری به پیکرهی ملت وارد کند. دکتر سجاد بهرامی، جامعهشناس و کارشناس مسائل فرهنگی و اجتماعی، در گفتوگو با تحلیلگران به تحلیل ابعاد مختلف این موضوع و اهمیت حفظ انسجام ملی در ایام پرتلاطم پرداخت.
●جناب آقای دکتر بهرامی، در شرایطی که جامعه با بحرانها و تهدیدات گوناگون روبرو است، اهمیت انسجام ملی تا چه حد است و چرا باید از خدشهدار شدن آن جلوگیری کرد؟
■در واقع، انسجام ملی را میتوان به مثابه ستون فقرات یک ملت در نظر گرفت. در ایام عادی، ممکن است برخی از تنوع دیدگاهها و حتی اختلافات جزئی، به عنوان بخشی از پویایی جامعه استقبال کنند. اما در دوران بحران، جنگ، یا هرگونه تهدید خارجی و داخلی که انسجام ملی را هدف قرار میدهد، این تنوع میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود. انسجام ملی به معنای همبستگی فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آحاد ملت حول یک هویت مشترک و منافع ملی است. این همبستگی، نیروی محرکهای است که ملت را قادر میسازد تا با اتکا به توان داخلی، سختیها را پشت سر بگذارد، ارادهی خود را در برابر دشمنان حفظ کند و از تمامیت ارضی و دستاوردهای خود دفاع نماید. در این شرایط، شکافها و اختلافات داخلی، مانند رخنه در بدنهی یک کشتی در طوفان است که میتواند منجر به غرق شدن آن شود.
●اشاره فرمودید که سخنان وحدتشکنانه در ایام بحران، آسیبزا هستند. از منظر جامعهشناختی، چرا برخی افراد یا گروهها در این مقاطع حساس، اقدام به طرح مسائلی میکنند که انسجام جامعه را تهدید میکند؟
■این پدیده دلایل متعددی دارد که ریشه در روانشناسی فردی، دینامیکهای گروهی و اهداف سیاسی و اجتماعی دارد. گاهی این سخنان از روی ناآگاهی و عدم درک صحیح از مقتضیات زمانی و مکانی بیان میشود. فرد گوینده، بدون توجه به عواقب احتمالی، احساسات یا دیدگاههای خود را مطرح میکند و از تبعات وحدتشکنانهی آن غافل است.
اما در بسیاری از موارد، این سخنان هدفمند هستند. در دوران بحران، دشمنان خارجی و عوامل داخلی آنان، به دنبال تضعیف روحیه و ایجاد تفرقه در جامعه هستند. آنها با دامن زدن به اختلافات قومی، مذهبی، سیاسی یا اجتماعی، سعی در ایجاد شکاف در صفوف ملت دارند تا بتوانند از این وضعیت بهرهبرداری کنند. اینجاست که شاهد طرح مسائلی با رویکرد “تفرقهانداز و حکومت کن” هستیم. گاهی نیز، این اختلافات ریشه در رقابتهای سیاسی داخلی دارد؛ گروههایی که در پی کسب قدرت یا حذف رقبای خود هستند، از بحرانها به عنوان فرصتی برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکنند، حتی اگر این امر به قیمت تضعیف انسجام ملی تمام شود.
نکتهی دیگری که باید به آن توجه داشت، تأثیر رسانهها و فضاهای مجازی است. این فضاها میتوانند به سرعت، هرگونه سخن تفرقهانگیز را بازنشر داده و آن را به گوش بخش وسیعی از جامعه برسانند، بدون آنکه لزوماً صحت یا مصلحت آن سنجیده شود. این موضوع، ضرورت سواد رسانهای و تفکر نقادانه را در جامعه بیش از پیش آشکار میسازد.
●از همزیستی و پذیرش افراد با سلیقههای گوناگون در میان جریانهای ارزشی، تا شکلگرفتنِ تعامل با محجبهها در میان گروههای مخالف و متفاوت.این مورد از چه منظری قابل تحلیل است و چه پیامی برای جامعه دارد؟
■این جمله، یک تحلیل جامعهشناختی و فرهنگی عمیق را در خود نهفته دارد و به یک واقعیت انکارناپذیر در پویاییهای اجتماعی اشاره میکند. درک این موضوع نیازمند نگاهی فراتر از ظواهر است.
بیایید این موضوع را با دقت بیشتری واکاوی کنیم:
۱. هویت ملی در برابر هویتهای گروهی: گروه “ارزشیها” و “حزباللهیها”، با وجود تنوع دیدگاهها، در یک هویت کلانتر ملی و ارزشی مشترک، همراستا بودهاند. زمانی که پای منافع ملی، امنیت کشور و دفاع از کیان آن در میان باشد، این گروهها، علیرغم پایبندی شدید به ظواهر دینی و ارزشی، قادرند تا مرزهای هویتی خود را در جهت منافع کلانتر ملی، انعطافپذیر کنند. در اینجا، “حامی ایران بودن” یک ارزش والاتر تلقی میشود که میتواند بر برخی از چارچوبهای ظاهری اولویت یابد. بنابراین، پذیرش فردی که شاید در ظاهر حجاب کامل نداشته باشد، اما در عمل، وفادار به ایران و حامی منافع ملی است، برای این گروه، دشوار نیست، زیرا محور اصلی، “حمایت از ایران” است.
۲. تضاد هویتی و گفتمان تقابلی: در مقابل، گروه “پهلویستها” و “براندازان”، عمدتاً بر پایهی یک گفتمان تقابلی با نظام حاکم و ارزشهای آن شکل گرفتهاند. هویت آنها اغلب در مخالفت تعریف میشود. در چنین گفتمانی، “محجبه بودن” نه تنها یک ارزش، بلکه نمادی از همان نظام و ارزشهایی است که مورد مخالفت قرار میگیرند. از این رو، پذیرش یک فرد “محجبه” – که نماد نظام مستقر و ارزشهای آن تلقی میشود – در میان این گروه، با مقاومت شدیدی روبرو خواهد شد. زیرا پذیرش چنین فردی، به معنای نفی هویت تقابلی و گفتمان براندازانه خودشان است. این مقاومت، صرفاً به حجاب محدود نمیشود، بلکه شامل هر نماد یا ارزشی است که با گفتمان غالب آن گروه در تضاد باشد.
۳. کارکرد نمادین: در جامعهشناسی، نمادها نقش بسیار مهمی در شکلدهی به هویت و انسجام یا تفرقه ایفا میکنند. حجاب، برای بخشی از جامعه، نماد دینداری و پایبندی به ارزشهای دینی است. برای بخش دیگر، میتواند نماد نظام سیاسی یا سنتهای فرهنگی باشد. در مقابل، بیحجابی یا پوششهای متعارفتر، میتواند نماد سبک زندگی مدرن، فردگرایی یا حتی مخالفت با سنتها تلقی شود. در شرایط بحران و درگیریهای هویتی، این نمادها به شدت برجسته و قطبی میشوند.
۴. پیام برای جامعه:این مقایسه پیام مهمی دارد: زمانی که منافع ملی در خطر است، نباید اجازه داد اختلافات ظاهری و نمادین، مانع از اتحاد حول محور اصلی که همان “ایران” است، شود. اولویتبندی ارزشها در شرایط بحران، امری حیاتی است. در چنین مواقعی، وفاداری به وطن، شجاعت، ایثار، و آمادگی برای دفاع از کشور، ارزشهایی هستند که باید بر سایر ملاحظات ارجحیت یابند. این بدان معنا نیست که ارزشهای دیگر نادیده گرفته شوند، بلکه تأکید بر این است که در بزنگاههای تاریخی، هویت ملی باید در اولویت قرار گیرد و از افتادن به دام تقابلهای سطحی و نمادین که توسط دشمنان تحریک میشود، اجتناب کرد.
●با توجه به این تحلیل، راهکار عملی برای تقویت انسجام ملی در جامعه، بهویژه در ایام بحران چیست؟
■تقویت انسجام ملی یک فرایند مستمر و چندوجهی است که نیازمند اقدامات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هماهنگ است. اما در ایام بحران، برخی راهکارها اولویت پیدا میکنند:
۱. تقویت روایت مشترک ملی: باید بر مشترکات تاریخی، فرهنگی و تمدنی ملت تأکید شود. بازخوانی تاریخ پر افتخار ایران، معرفی شخصیتهای ملی که مورد احترام همهی اقشار جامعه هستند، و برجسته کردن دستاوردهای ملی در طول تاریخ، میتواند حس تعلق و هویت مشترک را تقویت کند. این روایت باید فراگیر باشد و همهی اقوام، مذاهب و دیدگاهها را در بر گیرد.
۲. مدیریت رسانهای هوشمندانه: رسانهها، اعم از دولتی و غیردولتی، باید با رویکردی مسئولانه، اخبار و تحلیلهای خود را منتشر کنند. باید از طرح مسائلی که منجر به دامن زدن به اختلافات میشود، پرهیز کرد. تمرکز باید بر همبستگی، امیدبخشی و ارائه راهکارهای مشترک باشد. در مقابل، باید با اطلاعات غلط و پروپاگاندای دشمنان که با هدف تفرقه منتشر میشود، مقابله کرد.
۳. تأکید بر منافع مشترک: در شرایط بحران، همگان ضرر میکنند. باید به مردم یادآوری شود که امنیت، سلامت، و رفاه همهی افراد جامعه به هم گره خورده است. منافع ملی، منافعی فراتر از منافع گروهی یا جناحی است و حفظ آن، وظیفهی همگانی است.
۴. گفتگوی سازنده و مدارا: ایجاد فضایی برای گفتگوی سازنده میان گروههای مختلف جامعه، حتی با وجود اختلاف نظر، بسیار مهم است. این گفتگوها باید با هدف درک متقابل و یافتن راههای مشترک صورت پذیرد، نه اثبات برتری یک دیدگاه بر دیگری. مدارا با دیدگاههای متفاوت، تا زمانی که تهدیدی برای امنیت ملی محسوب نشود، از الزامات جامعهی پویا و منسجم است.
۵. رهبری الهامبخش: رهبران سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، نقش حیاتی در هدایت جامعه دارند. سخنان و اقدامات آنها باید الگویی از وحدت، همدلی و فداکاری باشد. آنها باید با پرهیز از دامن زدن به اختلافات، و با تأکید بر منافع عمومی، اعتماد و همبستگی جامعه را جلب کنند.
۶. اجتناب از قطبیسازیهای کاذب: باید مراقب بود که در ایام بحران، جامعه به سمت قطبیسازیهای کاذب و تقابلهای غیرضروری سوق داده نشود. بسیاری از این تقابلها، توسط بدخواهان طراحی میشوند تا ملت را از تمرکز بر تهدید اصلی منحرف کنند.
●و در پایان، چه پیامی برای ملت ایران در این برهه از زمان دارید؟
■در شرایطی که انسجام ملی، شریان حیاتی بقا و پیشرفت یک ملت، بهویژه در مواجهه با بحرانها و تهدیدات خارجی است، افرادی که با نیات آگاهانه یا ناآگاهانه به تفرقه افکنی و خدشهدار کردن این همبستگی دست میزنند، در واقع خیانت به منافع ملی را مرتکب میشوند. این افراد، چه با انگیزههای سیاسی، چه اقتصادی، و چه صرفاً با هدف ایجاد آشوب و بیثباتی، با شعلهور کردن اختلافات قومی، مذهبی، سیاسی یا اجتماعی، و با انتشار سخنان وحدتشکن، عملاً در زمین دشمن بازی میکنند.
عملکرد آنان، در راستای تضعیف ارادهی ملی، سلب اعتماد عمومی، و فراهم آوردن بستری برای نفوذ و بهرهبرداری عوامل خارجی است. از این رو، چنین اقداماتی نه تنها از منظر اخلاقی و اجتماعی مذموم است، بلکه از منظر حقوقی و ملی نیز میتواند مصداق جرم و خیانت به وطن تلقی شود، چرا که امنیت، استقلال و تمامیت ارضی یک ملت را به طور مستقیم به مخاطره میاندازد. مقابله با این جریانها و روشنگری در خصوص عواقب ویرانگر تفرقهافکنی، وظیفهی همگانی در جهت حفظ کیان ملت است.
پیام من به ملت شریف ایران این است که تاریخ، گواه صلابت و ایستادگی شما در برابر دشواریهاست. ملت ایران همواره نشان داده است که در بزنگاههای حساس، قادر است بر اختلافات فائق آید و با اتکا به غیرت ملی و همبستگی، از آزمونها سربلند بیرون آید. در این ایام که دشمنان، با تمام توان، به دنبال تضعیف اراده و ایجاد شکاف در صفوف ما هستند، هوشیاری، بصیرت و حفظ انسجام ملی، بالاترین وظیفهی هر ایرانی است. بیایید با اتحاد، همدلی و تکیه بر سرمایههای عظیم فرهنگی و اجتماعی خود، از این دوران نیز با قدرت عبور کنیم و آیندهای روشنتر را برای ایران رقم بزنیم. فراموش نکنیم که دست در دست هم، میتوانیم بر هر چالشی فائق آییم.


